ولادت امام حسن(ع)_صرافان

تاریخ انتشار : ۶ مهر ۱۳۹۳ | تعداد بازدید : 1,693 بازدید

پیچیده در این کوچه‌ها عطر عبایت

همراه با نجوای زیبای دعایت

  

در جام چشمان زلالت شور داری

در کیسه با خرما مگر انگور داری؟

  

دارد شراب کوثری میخانه‌ی تو

شال شکوه حیدری بر شانه‌ی تو

 

با نان و خرما می‌رسی، من هم یتیمم

 اما نه خرما، مست دستان کریمم

  

می‌زد به پایت بوسه لب‌های مدینه

 ای خوش به حال نیمه شب‌های مدینه

  

در دستهایت یاکریمان لانه دارند

وقت قنوتت قدسیان پیمانه دارند

  

نوشیده‌ام با قدسیان ساغر به ساغر

 نوشیده‌ام با نام تو تا جام آخر

  

از واژه‌ها مِی می‌چکید و می‌نوشتم:

 سرمست آقای جوانان بهشتم

 

شمس ابن شمسی، آبروی آفتابی

با صحن خاکی، ساقی ابن بوترابی

  

میخانه‌ی خاکی غبارش هم شراب است

اِنعام صحن خاکیت هم بی حساب است

  

این مثنوی تا یاد سردار جمل کرد

روح القدس گویی هوای یک غزل کرد

  

«یا محسن»م در حال مستی «یا حسن» شد

نامت قلم را محو نوری در ازل کرد 

 

من در زمان آواره‌ی آن لحظه هستم،

وقتی که دستان تو «قاسم» را بغل کرد

  

آنگونه او را خوش در آغوشت کشیدی

تا بی تو بودن مرگ را پیشش عسل کرد 

دست کریمت یاکریمان را غذا داد

شاه و گدا را لطف تو ضرب المثل کرد

  

با تو وجود عشق اثباتی نمی‌خواست

 نور خدا را چشمهایت مستدل کرد

  

آورده‌ای از آسمان نور خدا را

 چشم تو روشن کرد چشم مرتضی را

  

پای تو دوش مصطفی را عرش کرده

 جبریل بالش را برایت فرش کرده

  

پای پیاده کعبه می‌آید به سویت

 لبهای زمزم تشنه‌ی آب وضویت

  

روح تو را از نور زهرا آفریدند

 از اسم تو اسماء حسنا آفریدند

  

نام حسن  یعنی تمام حُسن دنیا

حالا من و دست کریم آل طاها

 قاسم صرافان

نظر شما


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.