رسم بر تکه پلاکی‌ست سفرنامه او

تاریخ انتشار : ۶ مهر ۱۳۹۳ | تعداد بازدید : 1,677 بازدید

حجت الاسلام محمدحسین انصاری نژاد از شاعران کشورمان، شعری در حال و هوای روزهای دفاع مقدس سروده است. قصیده‌ شهیدگمنام این شاعر به شرح زیر است:

چه سماعی ست که در سنجد و در بادام ست؟

چه دگرگون شب شیراز درین هنگام ست!

که به هم ریخته گیسوی شقایق‌ها را

که به رنگ شفق این گونه به چشمم شام ست

کوه را می‌نگرم باز که بر دامنه اش

صفی از آینه پوشان بهار اندام ست

کوه را می‌نگرم امشب دیگرگون تر

چه رسولی ست بر او؟ گاه کدام الهام ست؟

هیجانی ست دگر ابرشبانگاهی را

که براو «دف،ددف» باد شباهنگام ست

باخط نسخ مگر ابر به تذهیب آمد

کز غبار این همه روشن ، ورق ایام ست

کوهپایه ست در آن گستره یک جور دگر

گویی از هلهله اخترکان پدرام ست

با خودش می‌بردم حس غریبی سرکوه

سر فراگوش من از گمشده ای پیغام ست

سنگفرشی ست بر این دامنه‌ها پیچاپیچ

افق اما تهی اینجا زمه ابهام است

می‌زنم بعد همین بیت، سراسیمه به کوه

درشگفتم که دلم مست کدامین جام ست؟!

تپه‌ها پشت سر هم چه شقایق خیزند

این شهیدانه ترین فرصت استشمام ست

ناگهان دست تکان می‌دهد از قله کسی

که ازین دامنه تا او دو سه یاهو گام ست

کیست شمس الحق تبریز و ازو بالاتر

نه نشابوری و نه عارفی از بسطام ست

جای کشکول و تبرزین به پلاکش بنگر

که بر او با خط رنگین چه مبارک نام ست

رسم برتکه پلاکی ست سفرنامه او تکه ای گمشده زان خاک شقایق فام ست

نام او چیست که از زمزمه نیمه شبش

سر هر شاخه شباهنگی در هنگامه ست

نام او را بنویسم پس از این بیت، صریح

که دلم خسته ی تلمیح و ازین ایهام ست

کو دلی شارح منظومه گمنامی‌ او؟

ما که تاریکی مان یکسره از اوهام ست

نام خود گفت و چه خوش گفت شهیدی عاشق

چه ستاره ست که در چشم زمین گمنام ست

نظر شما


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.